وقتی تخته سیاه روسفید می شود

مریم پروانه معلمی است که نقاشی های زیبای آن در کلاس در نظر گرفته شده است. آثاری که زمان زیادی را برای احساس خوب دانش آموزان می گیرند و کودکان از خشک کردن آنها ناراحت هستند.

وقتی میز سیاه قرمز شود

به گفته یومیر خوراسان نوشت: اویزن: “ما شنیده ایم كه” این درس زمزمه معلم بود/ جمعه به مدرسه ” و این واقعاً دانشجویی است كه دوست دارد به مدرسه برود با معلم رابطه خوبی دارد و دوست دارد در كلاس بنشیند. حالا زمزمه عشق ممكن است اشکال مختلفی داشته باشد ؛ شاید معلم با دانش آموزان شروع شود و دیگری را در حال آموزش در فوتبال خود قرار دهد. یک معلم این هنرمند که در فضای مجازی دیده می شود که نقاشی های زیبایی را برای دانش آموزان ترسیم می کند گاهی اوقات کودکان برای ترسیم این آثار جذب می شوند. و روش ارتباطی با دانش آموزان.

من یک آموزش نقاشی حرفه ای دریافت نکردم
خانم پاروان می گوید: “من در یک خانواده فرهنگی متولد شده ام.” پدر من فرهنگی بود و دو خواهر و یک برادر من معلم هستند. من به هنر هنر علاقه مندم. در هر زمینه ای که وارد شدم خدا را شکر بازخورد مثبتی وجود داشت به عنوان مثال در خوشنویسی من ممکن است دو جلسه آموزشی داشته باشم اما یک مدرک مبتدی و متوسط ​​دریافت کردم و معلم من نظر بسیار مثبتی در مورد کار من داشت. من پنج تمرین دیگر در نقاشی نگرفتم اما استاد من فکر کرد که می توانم با همان پنج جلسه به سطح بالاتر بروم. در کودکی معلم و دانش آموزان به نقاشی من نگاه کردند. من نقاشی حرفه ای آموزش را ندیدم. من در پنج تا شش جلسه نرفتم و خروجی من ذاتی تر بود. وقتی وارد آموزش شدم سعی کردم هنر نقاشی را با هنر یادگیری ترکیب کنم که فکر می کنم واقعاً کار خوبی است. علاوه بر من البته کل کار معلم یک هنر عالی است.

گچ
اما داستان خانم نقاشی گچ پاروان نیز جالب است: “من از کودکی نقاشی را دوست داشتم اما نقاشی گچ را در سال 6 شروع کردم. برای درس علمی یک موضوع از نور وجود داشت که من به چشم و چند عکس روی تخته رسیدم و دانش آموزان آن را خیلی دوست داشتند ؛ اما کارکنان مدرسه گفتند که جالب نیست. واقعاً جالب است و من ادامه ندادم. من آن را روی تخته کشیدم و دیدم که بازخورد خوبی دارد به عنوان مثال دفتر آمد و گفت اگر فکر می کردم شروع زیادی است نقاشی شما چقدر زیبا بود. “

نقاشی در نقش یک نمره خوب
جالب ترین بخش داستان این است که بازخورد بچه ها به نقاشی های خانم پروانه چیست؟ وی گفت: “من یک دانش آموز دیر وقت برای برقراری ارتباط با دانشجویان و نقاشی در همان سال داشتم این دانش آموز استرس بسیار بالایی داشت. من علاوه بر رابطه بین معلم دانش آموز با دانش آموزان رابطه کاملی دارم. من نمی گویم من یک فرد بسیار خاص هستم اما به طور کلی بچه ها را دوست دارم. من با این دانش آموز دوست شدم. این دانش آموز در تدریس هجی و ریاضی بسیار دشوار بود. من می خواستم املایی را که در مورد کلماتی که به درستی نوشتم برای ایجاد انگیزه اصلاح کردم دور بزنم. من یک بار از او پرسیدم که اکنون که می خواهید برای املایی وارد شده باشید چه کاری می خواهید برای شما انجام دهید؟ او گفت “من می خواهم یک تصویر عنکبوتی را برای من نقاشی کنم.” من نیز قول خود را دادم و آن را انجام دادم. اما آنقدر مشتاق بود که گویی آنها جهان را به این دانش آموز رسانده اند.

وقتی میز سیاه قرمز شود

من یک محیط زندگی برای دانشجویان ایجاد کردم
نقاشی های معلم این هنرمند در مدرسه بسیار محبوب است داستان را به زبان خودش بشنوید: “اکنون نقاشی هایی که من انجام می دهم دانش آموزان سال که به همان مدرسه مدرسه آمده اند در کلاس من هستند و می گویند چرا سال گذشته این نقاشی را نقاشی نکردید؟ دانش آموزان درگیر در یادگیری و اختلال یادگیری دیررس با استرس زیاد.

من یک محیط زندگی برای دانشجویان ایجاد کردم
نقاشی های معلم این هنرمند در مدرسه بسیار محبوب است داستان را به زبان خودش بشنوید: “اکنون نقاشی هایی که من انجام می دهم دانش آموزان سال که به همان مدرسه مدرسه آمده اند در کلاس من هستند و می گویند چرا سال گذشته این نقاشی را نقاشی نکردید؟ دانش آموزان درگیر در یادگیری و اختلال یادگیری دیررس با استرس زیاد.

بچه ها نمی گویند پاک کردن نقاشی
من از خانم معلم می پرسم که از ایده نقاشی ها کجا آمده است او می گوید: “من برخی از نقاشی ها را ترسیم می کنم به عنوان مثال یک نقاشی برای روز معلم و آن را به همکارانم ارائه می دهم ؛ یا به عنوان مثال یک نقاشی به مناسبت تولد پیامبر فاطمه برای مادران دانش آموز. اکنون این نقاشی ماه و صلح و غیره و غیره نمی گوید که این یک درس است. دروس علمی یا به عنوان مثال یک نقاشی در ایران ترکیبی از آموزش فارسی و هنری بود.

وقتی میز سیاه قرمز شود

یکی از والدین فکر می کرد که تصویر روی صفحه است!
نکته جالب در مورد داستان این است که خانم پاروان نقاشی ها را می کشد او می گوید: “زنگ زنگ زنگ هنر و ورزش یا سپس کلاس هر بار که به نقاشی اضافه می کنم. بچه ها وقتی که هستند نقاشی می کنند و وقتی من به تنهایی نقاشی نمی کنم جالب است که هر روز دانشجویی می آید و به کلاس من می رود تا نقاشی هایی را که دانش آموزان من نیستند ببینم. والدین در کلاس که فکر می کرد تصویر روی صفحه است.

بچه های من با انگیزه بیشتری دارند
من از خانم پاروان در مورد واکنش همکارانش و همچنین انگیزه ای که او با جزئیات انجام می دهد می پرسم و می گوید: “همکاران هنری مانند مدیر مدرسه ما که واقعاً دوست داشتند معاونان مدرسه و سایر همکاران را تشویق می کنند ؛ حتی که با نقاشی های من عکس می گرفتند. یک دیسک خفیف و گاهی اوقات این کمردرد.
در نگاه اول ممکن است فکر کنید که خانم پروانه هر روز نقاشی ها را پاک می کند بنابراین هیئت مدیره از تدریس خالی است اما داستان چیز دیگری است: “من نقاشی ها را تمیز می کنم زیرا این یک تخته سیاه در Pajuz است همه در مورد اینکه چرا شما خانم را تمیز می کنید شکایت می کنند؟ آموزش لوح

وقتی میز سیاه قرمز شود

من کلاس را مانند خانه کودکان امتحان کردم
من می خواهم بدانم که نتیجه این تلاش بهتر است دانش آموزان بهتر شود خانم پاروان می گوید: “ما در کلاس دوست هستیم یعنی ما واقعاً دوست هستیم. این یک معلم و یک رابطه دانش آموز نیستیم که می توانم به عنوان مثال روی یک صندلی بنشینم و دستور نوشتن خواندن و نگهداری را داشته باشم. خوشحال نه تنها یک نقاشی تخته سیاه ؛ در اینجا آموزش است. “

وقتی میز سیاه قرمز شود

پست من 2 میلیون بازدید داشت
من از خانم پروانه در مورد صفحه او در اینستاگرام و بازخورد او می پرسم. او می گوید: “بازخورد از این شرم بسیار خوب بود.” البته این سایت به مدت پنج سال است که من از زمان Corona تولید محتوای آموزشی را شروع کردم اما بازخورد خوبی نداشت. من در یک دوره آموزش و پرورش شرکت کردم که پروفسور هافزی پیشنهاد کرد از نقاشی های خود استفاده کنید. من نقاشی را قرار داده ام و می بینم که مردم چگونه نقاشی و ترکیب هنر و آموزش یک هنرمند را دوست دارند. حتی ویدئویی از گشتاور تمیز کننده بیش از 5 میلیون بازدید از نقاشی من داشت و نظرات زیادی دریافت کرد. البته من معلم هستم و شاید با این وضعیت در جامعه بعداً در مورد درآمد پام فکر می کنم اما اکنون نه. در پایان سؤالی که من دوست دارم که پدرم یک شعر فرهنگی و گاه شعر و گاه شعر بود. آنها مهمترین انگیزه من بودند.

*بازتولید سایر محتوای رسانه ای در ISNA تأیید محتوای آن نیست و فقط برای توجه مخاطب است.

پایان پیام

دکمه بازگشت به بالا