نزدیک بود پایم را قطع کنند/ روبن مثل برادرم بود

فرانک ریبری هافبک سابق فرانسوی که قبلاً از این تیم جدا شده بود و پنج سال بعد کفش های آویزان را آویزان کرده بود با مجله فرانسوی Ekip مصاحبه ای انجام داد و در مورد سؤالات مختلف صحبت کرد.
ریبری درباره حرفه بازیگری خود در بایرن مونیخ گفت: “از روز اول تا پایان سال من در آنجا بازی کردم و چهار جام برنده شدم هر کاری که می کردم انجام دادم.” همه می دانند که من هرگز از دست ندادم و سعی کردم این فکر را در تیم حتی برای مربیان مدیران و هواداران قرار دهم. بایرن مونیخ بسیار بزرگتر از یک بازیکن بود. حتی وقتی کودک یک سرآشپز یا خدمتکار درخواست بلیط بازی کرد من تمام تلاش خود را کردم تا آنها را بدست آورم. من با آریان روبن بحث کردم جنگیدم اما سرانجام ما به عنوان دو برادر دوست شدیم. البته من با بسیاری دیگر نیز رابطه داشتم.
ریبری پس از ترک بایرن مونیخ به فیورنتینا پیوست و پس از دو سال پیوستن به تیم پس از تنها یک فصل مستمری شد. بخش اعظم ستاره فرانسوی در ایتالیا در حال بهبودی و مسکن از خسارت بود و سرانجام او را مجبور به بازنشستگی کرد.
وی ادامه داد: “زانوی من هر روز بیشتر مرا اذیت می کرد.” دیگر نمی توانستم تمرین کنم و استراحت کنم تا مرا برای بازی بعدی آماده کنم. دو روز استراحت می کردم سپس برخاستم و به سه و چهار روز رسیدم. برای اینکه مصدومیت خود را تشدید نکنم مجبور شدم به اندازه کافی مراقب باشم تا ریتم بازی را به دست آورد. سرانجام پزشکان گفتند که هیچ راه دیگری برای انجام این کار وجود ندارد. من در اتریش تحت عمل قرار گرفتم. این عمل نیز موفق بود و روی پای من قرار داد. بعد از عمل درد زیادی را تحمل کردم. تا ۶ ماه بعد هم همینطور بود و بعد از آن عفونت جدی داشتم و دو ماه از قاضی استفاده کردم. سرانجام آنها پلاتین را گرفتند. عفونت گوشت من را خورده بود. آنقدر جدی بود که او سوراخ هایی را از طریق پاهای من ایجاد کرده بود. پزشکان گفتند که باکتری استافیلوکوکوس اورئوس باعث عفونت من شده است بنابراین من به مدت ۷ روز دوباره در اتریش در بیمارستان بستری شدم. من واقعاً ترسیده بودم. این در مورد قطع پایم بود.
ریبری همچنین به خاطرات دلپذیر خود اشاره کرد که یکی از آنها مربوط به زمان وی با زین الدین زیدان در تیم ملی فرانسه بود. او همچنین گفت: “بودن با زیزو همیشه سرگرم کننده بود. روابط ما همیشه خوب بود. او هنوز هم برای من یک برادر بزرگتر است. تابستان گذشته من به خانه رفتم تا یک تورنمنت را در مارسی ببینم و دوباره ملاقات کردم. او هنوز هم مانند گذشته است ؛ هم صاف ساده و هم احترام.