رنج آورترین «کاش» – یومیر

نه به طور تصادفی بله به زندگی و کاهش آمار خاموش ترین نوع مرگ است که بازماندگان از شرارت را درگیری می کند و پشیمان نمی شود.
به گفته یومیر مهداد خادیر در یادداشتی به بهانه پویش “نه به بدبختی” نوشت: همه می میرند و نمی میرند و مرگ می شوند و این جمله با دیدگاههای مختلف در مورد زندگی تغییر نمی کند. به گفته سهراب سپهری “اگر آن را به مرگ نرفت ما به دنبال چیزی می گشتیم” و با این منظر نقش مرگ به معنای زندگی یادآوری می شود.
با این حال این پست در مورد مرگ به معنای کلی نیست که بگوییم هایدگر چقدر موافق است که “مردم روی مرگ متمرکز شده اند” یا اینکه دیگران گفته اند که تمام زندگی در تلاش است تا بر مرگ غلبه کند و به دلیل اینکه می دانیم ما در حال جنگیدن هستیم حتی اگر با ظاهر تلخ راهنمایی صادقانه هرگز نتیجه این نژاد نیست.
با این حال نوع خاصی از مرگ در دنیای مدرن رنج بیشتری دارد و غلبه بر آن دشوارتر است و مرگ پیروی می کند.
از آنجا که مرگ به دلیل بیماری یا پیری می تواند به طبیعت یا سرنوشت الهی نسبت داده شود. اگرچه هیچ دلتنگی برای مردم وجود ندارد اما واژگونی این نوع مرگ که همراه با “من می خواهم” برخورد با آن را سخت تر می کند.
یکی از بهترین آثار در مورد درمان غم و اندوه و عدم وجود برجسته ترین محتوا دکتر است کتاب “Liding and Healing” ویلیام وین و به این دلیل که با ترجمه زیبا و روان روزنامه نگار متعلق به ایران-محمد غده-او علی رغم محتوای تلخ تر و تلخ تر خواننده به فارسی ترجمه می شود.
با این حال این کتاب تضمین نمی کند که هنگام مرگ به دلیل تصادف یا خودکشی. در فقر خودکشی این به دلیل “شرم” خانواده یا دوستان و خانواده است و احساس گناه می کند حتی اگر عزیزشان اما در خودکشی می تواند خود را به عنوان تصمیم خود و مؤمنان مذهبی که مقصر متوفی خود هستند بهبود بخشد.
در خودکشی “آرزو می کنم که او این کار را انجام دهد یا نگفت یا نگفت یا نگفت ذهن انسان را به دست گرفت اما مانند مرگ این حادثه نیست.
نه در اینجا نه برای آرامش آیا می توانیم چو را امتحان کنیم یا پر کنیم خواه بغداد یا بلک یا خواست خدا باشد زیرا در آن زمان خاص کافی بود که اتفاق دیگری رخ دهد و وقتی آمار تصادفات با سایر کشورها مقایسه می شود مشخص است که حتی اگر همه ما بمیریم اما پایان زندگی طبیعی یا زندگی در زندگی یا زندگی. از آنجا که می تواند و نمی تواند اتفاق بیفتد و اینکه “من می خواهم” باعث می شود که این اندوه در کمبودهای مختلف کمبودها را درمان کند.
در تبلیغات مثلث در “راننده ماشین و جاده” به عنوان دلایل اصلی تصادفات به مرگ منجر می شود. برخی بر این باورند که مهمترین عامل انسان است اگرچه اتومبیل و جاده از کیفیت خوبی برخوردار نیستند زیرا راننده باید مراقب تر باشد.
با این حال در تعریف جهانی هیچ مثلث رو به یک مربع وجود ندارد و طرف چهارم “پلیس و علائم ترافیکی” است. از آنجا که نقش پلیس نه تنها در صدور جریمه بلکه راهنمایی در وظایف آن است.
جدایی پلیس راهنمایی و رانندگی از اداره شهر و مقامات اجرای قانون پلیس تخصصی را برای مداخله در این زمینه امتحان کرده است در حالی که اختلافات بین پلیس راهنمایی و رانندگی و لنسمن مشخص است.
نکته مهم دیگر ضرورت جدا کردن استان ها و عابران پیاده و موتور سیکلت برای دستیابی به نتایج مفیدتر است.
این میزان ترافیک خودرو باید به جز سوخت ارزان به دلیل کمبود حمل و نقل ریلی در نظر گرفته شود و من می خواهم که دولت بیشتر در مورد حمل و نقل ریلی بهبود یافته چه در شهری و چه در شهری فکر کند.
نه به طور تصادفی بله به زندگی و کاهش آمار خاموش ترین نوع مرگ است که بازماندگان را در یک تناقض وحشتناک قرار می دهد و چیزی جز پشیمانی نمی گذارد.
*بازتولید سایر محتوای رسانه ای در ISNA تأیید محتوای آن نیست و فقط برای توجه مخاطب است.
پایان پیام